موسوی: نه ایران‌شان را قبول داریم و نه اسلام‌شان

مهم‌ترین نکات قابل توجه در گزارش آزاده‌گان به میرحسین موسوی، وضعیت معیشتی و تنگناهای اقتصادی بسیاری از آن‌ها بعد از رهایی و به وجود آمدن مسائل و مشکلات اجتماعی برای خود و خانواده‌های‌شان بود. این آزاده‌گان ضمن بیان این مسائل گفتند که تأسف‌برانگیزتر این است که بعضی از آزاده‌گان بعد از تحمل سال‌ها اسارت در زندان‌های مخوف صدام، هم‌اکنون نیز به علت گرایش‌های سیاسی‌شان در دوران انتخابات مدت‌ها نیز در زندان‌های دولت کنونی به سر برده‌اند.

این روزها در کنار این‌همه مشکلاتی که گریبان‌گیر کشور است، سروصداهایی در مورد نسبت اسلام و ایران بلند شده است. البته کاملاً مشهود است که سروصدا برای اهداف خاص سیاسی است. عده‌ای همان‌طور که صدها میلیارد دلار درآمد نفتی کشور را در سال‌های گذشته به چاه ویل سرازیر کرده‌اند، امروز دنبال آن هستند که سرمایه‌های هویتی ملت را برای به دست آوردن منافع جناحی کوتاه‌مدت چوب حراج بزنند. وگرنه همه‌ی ما می‌دانیم که برای رزمنده‌گان ما در دفاع مقدس که از سرزمین‌مان دفاع می‌کردند، بحثی به عنوان تقابل ایران و اسلام وجود نداشت.

در بحث‌های اخیر متأسفانه طرح یک جنگ زرگری تازه برای خط‌کشی‌های تازه دیده می شود، و جالب است که امروز کسانی مدعی مکتب ایران شده‌اند که در کوتاه‌ترین زمان سازمان میراث فرهنگی کشور را متلاشی کردند.

گفته نمی‌شود که کدام ایران است که باید به جهان معرفی شود و یا کدام اسلام است که باید از آن دفاع شود. ایرانی با بالاترین آلوده‌گی به اعتیاد؟ ایرانی با ۱۴٫۵ درصد نرخ بی‌کاری و ۲۹ درصد بی‌کاری در میان جوانان؟ ایرانی با زندان‌های پر از زندانیان سیاسی و دهان‌های دوخته و رسانه‌های خفه‌شده و حقوق بشر پای‌مال‌شده؟ ایرانی که به دلیل سیاست‌های خانمان‌برانداز، فاصله‌اش با کشورهای هم‌سایه‌ی رقیب بیش‌تر می‌شود؟

وقتی در این دعوا اسلام هم مطرح می‌شود، گفته نمی‌شود که با گسترش سلطه‌ی دروغ و ریا چه بر سر اسلام آمده است. آیا این اسلام، اسلام آن مرجع عالی‌قدری است که به دلیل حق‌گویی خانه‌اش ویران می‌شود، یا اسلام امام‌جمعه‌ای است که بدون خم به ابرو آوردن تهمت یک میلیارد دلار پول از بیگانه گرفتن و منتظر ۵۰ میلیارد دلار دیگر ماندن را به رقبای سیاسی می‌زند.

نه ایرانی که این‌ها به دنبال آن هستند مورد شناسایی و قبول ماست و نه اسلامی که معرفی می‌کنند و آن را ابزاری برای رسیدن به مطامع و منافع خود قرار می‌دهند.

ملت ما پیرو اسلامی است که مقتدایش علی (ع) است که وقتی یک عنصر غیرمسلمان جامعه او را متهم می کند، با او در یک ردیف در مقابل قاضی می‌نشیند و مختصر تبعیضی را که قاضی در حق او روا میی‌دارد، برنمی‌تابد. با تکرار این جمله که جامعه‌ی ما و حکومت ما اسلامی است چیزی ثابت نمی‌شود. اصل، جواب به این سؤال است که چرا در حکومتی با ادعای مسلمانی رئیس شورای نگه‌بان قانون اساسی در کنار یک مدیر شناخته‌شده‌ی سابق کشور در مقابل قاضی نمی‌نشیند تا به شکایتی که علیه او شده رسیده‌گی شود، و در عوض آن مدیر را به زندان می‌برند.

به جای این جریان‌سازی‌ها و افسانه‌سرایی‌های بیهوده‌ی امنیتی باید با ملت صادق بود. و به جای طرح جنگ اسلامی-ایرانی باید به مردم گفته شود آیا حکومت حق ملت را در قانون اساسی قبول دارد یا نه، و اگر قبول دارد چرا نه تنها آن اصول رعایت نمی‌شود بل‌که خلاف آن در جامعه عمل می‌شود، به گونه‌ای که قانون‌گریزی و نقض حقوق بنیادین و اصول اولیه‌ی عدالت نهادینه می‌شود.

مشکل موقعی حل می‌شود که زمینه‌ی انتخابات‌های آزاد و غیرگزینشی را فراهم آوریم و قوه‌ی قضائیه نشان دهد که از بازجوهای امنیتی فرمان نمی‌گیرد و مستقل است. بنده یقین دارم تشکیل یک دادگاه منصف و مستقل و علنی برای رسیده‌گی به همین شکایتی که هفت نفر از چهره‌های شناخته‌شده‌ی کشور تسلیم قوه قضائیه کرده‌اند بیش از توپ و تفنگ و موشک‌های‌مان در برگرداندن امنیت به کشور می‌تواند مؤثر باشد.

منبع: کلمه

Advertisements
این نوشته در چکیده ارسال شده و با , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s