چکیده: مقاله‌ی «کلمه» در مورد جای‌گاه دین در نظریه‌ی سیاسی مطلوب جنبش سبز

در جامعه‌ی‌ کثرت‌‌گرا صدای‌ دین‌ شنیده‌ می‌شود، اما صداهای‌ دیگر نیز خاموش‌ یا کم‌ نمی‌شوند، بل‌که‌ آن‌ها هم‌ شنیده‌ می‌شوند.

بدین‌ معنا، سیاست‌ هم‌ یک‌ قلمروی فعالیت‌ دینی‌ محسوب‌ می‌شود، اما سیاسی شدن‌ دین به معنای‌ مطلق‌ شدن‌ مدعیات‌ سیاسی‌ دین‌داران و نفی‌ مدعیات‌ دیگر و صاحبان‌ آن‌ و حذف‌ آنان‌ از این‌ عرصه ‌نیست‌. «امر سیاسی‌ در سرشت‌ خود قابل‌ چون و چرا است‌… وانگهی‌، اگر ادعاهای‌ سیاسی‌ دینی‌ مطلق ‌نیستند، ادعاهای‌ سکولار نیز همین‌گونه‌اند.»

اما همان‌‌قدر که‌ دین‌داران‌ حق‌ ندارند هیچ‌ مدعایی‌ را از عرصه‌ی‌ سیاسی‌ حذف‌ و طرد کنند، نیروهای ‌سکولاریست نیز نمی‌بایست‌ به‌ چنین‌ اقداماتی‌ دست‌ یازند. ما در قبل‌ و بعد از انقلاب‌ هر دو نوع‌ خطا را مرتکب‌ شده‌ایم‌. در قبل‌ از انقلاب‌ مدعیات‌ سکولاریستی به‌ مدعیاتی‌ مطلق‌ بدل‌ شده‌اند و در بعد از انقلاب ‌مدعیات‌ دینی‌ را بی‌چون‌وچرا ساخته‌ایم‌. نتیجه‌ی‌ هر دو یکی‌ بود. بستن‌ عرصه‌ی سیاسی‌ بر روی‌ ایفای ‌نقش‌ نیروهای‌ خلاق و تازه‌ و تعطیل‌ مباحثه‌ی‌ عمومی‌ بر سر مسائل‌ مبتلابه‌ جامعه‌. اما هم‌چنان‌ که ‌دیویس‌ خاطر نشان‌ می‌کند: «طرد هر ادعایی‌، دینی‌ یا غیردینی‌، از مباحثه‌ی‌ عمومی‌، که‌ سیاست‌ متمدن‌ را می‌سازد، هدایت‌ جامعه‌ است‌ به‌ سوی‌ خشونت‌. این‌ ممکن‌ است‌ در گذشته‌ یک‌ گزینه‌ بوده‌ باشد، اما امروزه‌ برای‌ انسانیت‌ راهی‌ست‌ برای‌ خودکشی‌.»

همه‌ی آن‌چه گفته شد گزینه‌ای جدید را در باب حضور اجتماعی دین در دوره‌ی پساانقلابی ایران پیش می‌کشد و آن را برای وضعیت مدرن و به طور فزاینده در حال مدرن شدن هم ممکن و هم مطلوب تلقی می‌کند: گزینه‌ی سیاست پلورال که دین را سیاسی اما عرصه‌ی سیاسی و سیاست را متکثر می‌خواهد؛ در مقابل گزینه‌ی سیاست انحصاراً دینی (که هم دین را سیاسی می‌خواهد و هم سیاست را انحصاراً دینی).

در درون یک نظام سیاسی پلورال، دین‌داران (با همه‌ی تنوعی که در جامعه‌ی ما دارند) و غیردین‌داران (باز هم با همه‌ی تنوعی که دارند) بر سر مشارکت سیاسی و اداره‌ی مطلوب جامعه با هم رقابتی پایاپای و برابر را دنبال می‌کنند، بدون آن که خواهان حذف یک‌دیگر باشند. توافق بر سر یک قانون اساسی پلورال و دموکراتیک به همه حق می‌دهد در چارچوب آن — و فقط با پای‌بندی به این قانون اساسی پلورال — با هم رقابت کنند و طرح خود را برای اداره‌ی جامعه به رأی مردم بگذارند.

ایران پساانقلابی جامعه‌ای است چندپارچه و متکثر؛ اعم از دین‌داران و غیردین‌داران. از میان گزینه‌های ممکن مربوط به حضور اجتماعی دین و مداخله‌ی آن در سامان‌دهی نظم اجتماعی، گزینه‌ی سیاست انحصاراً دینی که در طرحی از جامعه‌ی قدسی ظاهر می‌شود، عرصه‌ی سیاسی را در انحصار نهاد دین و برخی نیروهای دینی خاص قرار می‌دهد، و استیلای یک خیمه‌ی دینی یک‌پارچه را طلب می‌کند، از کم‌ترین مساعدت ساختاری برخوردار خواهد بود. در حال حاضر گزینه‌ی عدم حضور اجتماعی و سیاسی دین (متکی بر طرح سکولاریستی جامعه) و گزینه‌ی حضور حداقلی دین (گزینه‌ی حضور دین در عرصه‌ی سیاسی در درون طرح کثرت‌گرای جامعه) به مثابه‌ی دو گزینه‌ی رقیب از موقعیت اجتماعی مساعدی برخوردارند و می‌توانند آینده‌ی زندگی اجتماعی-سیاسی ایران را بسازند. به‌نظر می‌رسد گزینه‌ی سیاست پلورال مناسب‌ترین گزینه برای دفاع از حضور اجتماعی و سیاسی فعال دین در ایران پساانقلابی است. با توجه به برآیند نیروها در ایران و نقش فعال دین‌داران در جنبش سبز، این به‌ترین گزینه برای آینده‌ی جامعه‌ی ایران است.

منبع: کلمه

Advertisements
این نوشته در چکیده ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s