چکیده: سخنان میرحسین در جمع روزنامه‌نگاران

باید صدای ما به دوستان دربندی که برای رسیدن به حقوق ابتدایی خود اعتصاب غذا کرده‌اند برسد و آنان بدانند که جنبش سبز، آزادی‌خواهان و کل آحاد ملت ما پشتی‌بان آنان برای رسیدن به خواسته‌های به‌حق‌شان است.

تعدد روزنامه‌نگاران دربند، حقانیت راهی که جنبش سبز برگزیده است را نشان می‌دهد. چرا که بخشی از قشر آگاه، روشن، و حق‌طلب جامعه به دلیل مخالفت با رویش مجدد استبداد در زندان به سر می‌برند.

تجربیات یک سال گذشته نشان داد که مهم‌ترین خواسته‌های فعلی ما، مشروط کردن قدرت است و اگر موفق شویم که قدرت را مشروط کنیم، بسیاری از مشکلات بنیادین کشور حل می‌شود. به نظر من مقاومتی که امروز در برابر پیش‌رفت کشور وجود دارد از همین ناحیه است و بهایی که امروز خبرنگاران می‌پردازند به این دلیل است که رکن اطلاع‌رسانی و گسترش آگاهی، مهم‌ترین ابزار مشروط کردن قدرت است.

وقتی بحث انتخابات آزاد یا اجرای بدون تنازل قانون اساسی مطرح می‌شود، ناظر به مشروط کردن قدرت است و به همین دلیل مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد.

قدرت همیشه میل به اطلاق دارد و کشورهایی موفق بوده‌اند که توانسته‌اند قدرت (یا به قول هابز، لویاتان) را در چارچوبی قرار دهند و آن را مهار کنند. اما ما نتوانسته‌ایم قدرت را محدود و مهار کنیم. دائم از ما خواسته می‌شود که به طور کامل از کسی یا حرفی تبعیت کنیم در حالی که در اسلام هم چنین چیزی نداریم و انقلاب اسلامی هم این هدف را دنبال نمی‌کرد. خود امام بارها گفتند که حکومت فرد نداریم، حکومت فقیه نداریم، حکومت رئیس‌جمهور نداریم، و فقط حکومت قانون داریم. قانون را هم در مفهوم محدود و مشروط‌کننده‌ی قدرت به کار می‌برد.

جنبش سبز باید بتواند زندگی کند تا بتواند پیروز شود. یعنی هر نوع اقدامی که تمام نیروهای نظامی و امنیتی را یک‌پارچه در مقابل مردم قرار دهد و فشارها را افزایش دهد، به ضرر جنبش سبز است و باید از آن پرهیز کنیم.

هدف اصلی ما مشروط کردن قدرت، رسیدن به عدالت و آزادی، زنده شدن ارزش‌های بنیادین و رفتن به سمت جامعه‌ای‌ست که در آن فشار و تهدید نباشد. این احتیاج به زمان دارد و یک سال مدت زیادی برای رسیدن به این اهداف نیست. گرچه در این یک سال آگاهی‌های جامعه‌ی ما بسیار گسترده‌تر شده است. به نظرم ایده‌ای اگر خوب متولد شود، پیروزی آن قطعی است، و من بر این باورم که ایده‌ی تغییر در کشور متولد شده است.

مسأله‌ی کشور ما تنها پیروزی جنبش سبز و اهداف آن نیست. حفظ وحدت ملی، منافع بلندمدت، و یک‌پارچگی ملت از مسایل اساسی کشور است که هم جنبش را متعهد می‌کند و هم همه‌ی کسانی را که در این عرصه فعالیت دارند، تا دست به اقدامات بی‌مهابا نزنند.

(با اشاره به متن استعفای منتسب به خود در سال ۶۷) من در همان زمان نسبت به ضایعاتی که در اثر افراط و ماجراجویی در عرصه‌ی بین‌الملل دچار آن می‌شدیم هشدار داده بودم.

گفتن این مسائل با جزئیات به نظر من جز در مواقعی که ضرورتی وجود دارد، به نفع جنش سبز نیست. ما باید نیرو جذب کنیم و همه‌ی نیروهای دل‌سوز انقلاب را با هر اختلاف سلیقه و دیدگاهی کنار هم جمع کنیم. برای ما مهم است که اصول‌گرایان منصف و علاقه‌مند به حرکت کشور در مسیر درست را در کنار خود داشته باشیم و به آن‌ها بگوییم ما هدف و حرف مشترکی داریم و آن اصلاح امور است.

حتی شنیدم که کسی (محسن رضایی) گفته اگر دولت در آن زمان امکانات خود را در اختیار ما می‌گذاشت، در سال پنجم جنگ بغداد را فتح می‌کردیم، که به هیچ وجه چنین نبود. من اشاراتی داشتم که این مباحث کنترل شود و البته اگر ادامه پیدا کند، ما حرف های زیادی از آن دوران داریم.

سخن گفتن در باره‌ی دهه‌ی اول انقلاب ممکن است، و حتماً نقدهایی هم وجود دارد. اما آن را نباید یک‌پارچه دید و باید هر حادثه‌ای را تحلیل کرد.

مسأله‌ی سال ۶۷ را باید در منظر تاریخی خود بررسی کرد و بعد هم دید آیا دولت در این زمینه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟ آیا اصلاً امکانی برای دخالت داشته است؟ آیا در احکام و اسناد، نامی از دولت وجود داشته است؟ دولت که نقشی در این مسأله نداشته است. خیلی از کسان دیگر هم اطلاع نداشته‌اند. اما برای مطرح کردن این مسائل با ذکر جزئیات، من هم محذوراتی دارم. قدرت جنبش سبز در اخلاقی بودن آن است؛ در این که سفید را سفید گفته و سیاه را سیاه گفته است. ما چیزی که بد بوده را قبول نمی‌کنیم. اما اگر کسی در جایی سکوت می‌کند، معنای آن موافقت و هم‌راهی با آن نیست و باید این حق را برای افراد قائل باشیم.

این حرف‌ها زده می‌شود که اگر روزی قتل عامی در زندان‌ها یا جاهای دیگر رخ داد، بگویند یک سابقه‌ی تاریخی در زندگی حضرت امیر دارد. کما این که می‌گویند چنین کاری در جنگ نهروان سابقه داشته است. اما باید ببینیم جنگ نهروان چگونه شروع شد و چه شرایطی به وجود آمد و چه‌گونه می توان حضرت امیر را به چنین کاری متهم کرد.

تأکید بر استقلال مجلس، یک خواسته‌ی کلیدی است.

در انتخابات مجلس ششم، آن قدر رأی‌ها را جابه‌جا کردند که آقای رجایی حذف شد و آقایی را که رییس فرهنگستان ادب شد وارد مجلس کردند.

منبع: http://www.kaleme.com/1389/05/13/klm-27824

Advertisements
این نوشته در چکیده ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای چکیده: سخنان میرحسین در جمع روزنامه‌نگاران

  1. ghanoon :گفت

    یعقوب مهرنهاد (زادهٔ ۱۳۵۸ زاهدان، اعدام ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ زندان زاهدان) روزنامه نگار (خبرنگار و سرپرست روزنامه مردمسالاری در سیستان و بلوچستان)، فعال مدنی و دبیر انجمن صدای عدالت جامعه مردم جوان در زاهدان بود.

    سالگرد اعدام آقای مهر نهاد رو به تمام دوستان وبلاگ نویس تسلیت میگم

  2. محارب :گفت

    آخوندهاى حاكم بالاترين حق ملت ايران ـ حق حاكميت ـ را غصب كردهاند.
    ما حق حاكميت مردم ايران را مى‌خواهيم، ما راى مردم ايران را مى‌خواهيم، ما انتخابات آزاد مىخواهيم.
    http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=23808

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s